گروه اقتصادی خبرگزاری «نسیم»: ما انسانها در قرن بیست و یکم با چالشهای جدیدی رو شده ایم، که در دهه های گذشته، شاید به آنها فکر هم نمی کردیم. یکی از این چالشها که در سالهای اخیر بسیار شایع شده، شکستن تابوها و سنتهای مختلفی است که از دهه های قبل ایجاد شده است. رقابتهای زیادی بر سر شکستن برخی از این تابوها وجود دارد و برخی ها دوست دارند، اولین نفری باشند که آن تابویی خاص را می شکنند. کشور ما در دو سال اخیر دچار اتفاقاتی شده که هیجان تابوشکنی در برخی از مسائل،  در میان مردم و نخبگان جامعه گسترش پیدا کرده است. به عنوان مثال جمهوری اسلامی ایران بعد از 37 سال در خصوص پرونده هسته ای خود به طور مستقیم با آمریکا گفتگو کرد، رئیس جمهور ما به طور تلفنی با رئیس جمهور آمریکا صحبت کرد و یا همین اخیرا وزیر امور خارجه کشورمان در راهروهای سازمان ملل به طور اتفاقی با عالیتربه ترین مقام ایالات متحده دست داده و مصافحه کرد. اما در عرصه اقتصاد هم تابویی وجود دارد، که عده ای از پاستورنشینان، علاقه خاصی به شکستن آن دارند. تابوی رابطه تجاری با آمریکا که سابقه آن به سالهای قبل از روی کارآمدن دولت یازدهم باز می گردد و البته در 750 روز اخیر شتاب زیادی به خود گرفته است.

چه کسی اولین جرقه های ایجاد رابطه اقتصادی با آمریکا را زد؟

شش سال پیش محمد نهاوندیان رئیس دفتر رئیس جمهور که آن زمان رئیس اتاق بازرگانی ایران بود، برای اولین بار از احتمال تشکیل اتاق بازرگانی ایران و آمریکا خبر داد. وی که مدرک کارشناسی ارشد و دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا کسب کرده، همواره رفت آمده زیادی به ینگه دنیا داشته و از پیروان پروپاقرص اقتصاد نئوکلاسیک است. وی در روزهای نخست سال 88 رسما اعلام کرد که اتاق بازرگانی ایران قصد دارد، جهت تشکیل اتاق بازرگانی مشترک میان ایران و آمریکا و حضور شرکتهای آمریکایی در ایران، شورای مشترک بازرگانی ایران و آمریکا را تشکیل دهد. درست است که این صحبت رئیس دفتر کنونی رئیس جمهور در عرصه عمل چندان نتوانست کارساز واقع شود، اما چهار سال بعد که نهاوندیان تبدیل به نزدیک ترین فرد به رئیس جمهور، در دولت یازدهم شد و همچنین تابوی گفتگوی مستقیم مقامات ایران و آمریکا شکسته شد، این طرز تفکر رئیس اسبق اتاق بازرگانی ایران جدی تر از گذشته پیگیری شد.

ایران و آمریکا چه مناسبات اقتصادی با هم دارند؟

در طول 750 روز  گذشته همواره نام شرکتهای مختلف آمریکایی، برای حضور در ایران شنیده می شود. از شرکتهای بزرگ خودروسازی این کشور مانند جنرال موتورز گرفته تا غولهای نفتی این کشور که سالهای قبل از پیروزی انقلاب، نقش زیادی در میادین نفتی و گازی ایران داشتند.  به گزارش نسیم، با وجود این که در حال حاضر، بازرگانی مستقیم میان ایران و آمریکا وجود ندارد، اما بازرگانی غیر رسمی میان این دو کشور هم در این دو سال افزایش چشمگیری یافته به شکلی که براساس آمار گمرک جمهوری اسلامی، در فصل بهار واردات کالا از ایالت متحده آمریکا از نظر وزنی ۱۸۴.۹۳ درصد و از نظر ارزشی ۵۱.۹۰ درصد افزایش یافت. همچنین بنا به اعلام وزارت بازرگانی آمریکا در هفت ماه نخست سال ۲۰۱۵ ، این کشور ۱۵۷ میلیون دلار کالا به ایران صادر کرده که این رقم ایران را به صد و شانزدهمین، مقصد صادراتی آمریکا تبدیل کرده است. نکته جالب اینجاست که واردات آمریکا از ایران در این مدت صفر بوده است، تا به نوعی از همین حالا، نیت آنها از حضور در بازار ایران مشخص شود.

چه کسانی پروژه نفوذ اقتصادی آمریکا در ایران را کلید زدند؟

اما شایعات حضور شرکتها و تجار آمریکایی به ایران در دو ماه اخیر که توافق "برجام" میان ایران و کشورهای 5+1 منعقد شده، وارد فاز جدیدتری شد و کم کم رنگ واقعیت به خود گرفت. ابتدا شایعه ایجاد اتاق بازرگانی ایران و آمریکا به شدت قوت گرفت و حتی محسن جلال پور رئیس جدید اتاق بازرگانی ایران که به تازگی ریاست پارلمان بخش خصوصی انتخاب شده بود، هم آن را تایید کرد. واکنشهای مختلف به این موضوع و اخبار ضد و نقیصی که رسانه های اصلاح طلب در خصوص سفر بازرگانان آمریکایی به ایران منتتشر می کردند، موجب شد که روابط عمومی اتاق بازرگانی رسما تلاش برای ایجاد اتاق بازرگانی مشترک ایران و آمریکا را تکذیب کند. اما چند روز بیشتر از این تکذیبها نگذشته بود که محسن جلال پور رئیس پارلمان بخش خصوصی این بار در زادگاهش کرمان برای تشکیل اتاق بازرگانی مشترک میان ایران و امریکا شرط گذاشت و زمان تشکیل این اتاق در ایران را شش ماه بعد از تشکیل این اتاق مشترک در ینگه دنیا اعلام کرد.

در این میان مجیدرضا حریری، مسعود دانشمند، اسداله عسگراولادی، ابراهیم جمیلی و یحیی آل اسحاق که هرکدام از اعضای شاخص دوره های قبلی و فعلی اتاق بازرگانی ایران به شمار می رفتند، با ابراز بدبینی نسبت به شکل گیری این اتاق، تشکیل این اتاق مشترک در شرایط فعلی را کمی زود دانستند و با توجه به حجم پایین مبادلات تجاری با آمریکا و تجربه رابطه تجاری با کشور در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آن را به صلاح کشور نداستند.

سفر رئیس جمهور به نیویورک و علنی شدن تمایلات به حضور اقتصادی آمریکا در ایران!

اما سفر امسال رئیس جمهور به ینگه دنیا برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل نقش زیادی در جدی تر شدن شکستن تابوی رابطه تجاری با آمریکا داشت. ماجرا از آنجایی شروع شد که حجت الاسلام روحانی، با نقش آفرینی نهاوندیان رئیس دفتر خود نشست مشترکی را با مدیران شرکتهای تجاری، اقتصادی و صنعتی آمریکا  برگزار میکند و به عنوان رئیس جمهور ایران شخصا چراغ سبز خود را برای حضور یانکی ها در ایران نشان میدهد. رئیس جمهور در این دیدار صراحتا گفت که تهران برای حضور شرکتهای آمریکایی منعی قائل نیست و این شرکتها نیز می توانند در فضایی رقابتی از شرایط پساتحریم، برای سرمایه گذاری و انتقال فناوری به ایران بهره بگیرند. این اظهار نظر رئیس جمهور فضای ایجاد رابطه اقتصادی میان ایران و امریکا را وارد فاز جدیدتری کرد. چند روز بعد از صحبتهای روحانی، الهام امین زاده معاون حقوقی رئیس جمهور در گفتگویی با اعلام این که شرکتها و سرمایه گذاران آمریکایی منعی برای حضور در ایران ندارند گفت که براساس موارد حقوقی، کشو‌رهایی که ایران آنها را به رسمیت می‌شناسد، در صورتی که برای سرمایه گذاری با شرایط مورد نظر ما به کشور بیایند، مشکلی برای حضور آنها وجود ندارد که این موارد آمریکا را نیز شامل می‌شود.

این اظهارات رئیس جمهور و معاون حقوقی وی در شرایطی رخ داده بود که دو فرد تاثیرگذار اقتصادی در دولت روحانی پیش از این در اظهار نظرهایی تمایل خود را برای حضور شرکتهای آمریکایی در ایران نشان داده بودند. محمدرضا نعمت زاده وزیر کهنه کار صنعت دولت تدبیر و امید، حدود یک ماه قبل از اظهارات رئیس جمهور در جمع فعالان اقتصادی آمریکا، اعلام کرد که فعلا برنامه ای برای برقراری ارتباط تجاری با آمریکا نداریم ولی شاید بعدا تصمیم دیگری بگیریم.

محمد نهاوندیان رئیس دفتر رئیس جمهور هم که تمایل خود برای برقراری ارتباط اقتصادی با آمریکا را در یک دهه اخیر بارها نشان داده است، قبل از اظهارات اخیر روحانی در نیویورک، در حاشیه نمایشگاه آب و برق رسما اعلام کرد که محدودیتی برای حضور این شرکتها در ایران وجود ندارد. وی بعد از اعلام موضع رسمی رئیس جمهور در خصوص حضور شرکتهای آمریکایی در ایران هم در مصاحبه با پایگاه خبری المانیتور اعلام کرد آمریکا بعد از عمل به توافق هسته ای می تواند امکان همکاری های بیشتری را با ایران در زمینه های دیگر فراهم کند.

اما موضع رسمی وزارت امور خارجه در خصوص رابطه اقتصادی با آمریکا را هم مجید تخت روانچی معاون وزیر امور خارجه و عضو تیم مذاکره کننده هسته ای به زبان آورد و در گفتگو با بلومبرگ اعلام کرد که در طول زمان اگر همه چیز به خوبی پیش برود ممکن است فرصتهای تجارت با آمریکا را هم مدنظر قرار دهیم.

تحرکات برای روابط تجاری با یانکی ها تنها به نیویورک و نشست مجمع عمومی سازمان ملل منتهی نشد و در تهران مسعود خوانساری،  رئیس اصلاح طلب اتاق بازرگانی تهران اعلام کرد که اتاق بازرگانی آماده همکاری با شرکتهای آمریکایی است.

رابطه اقتصادی میان ایران و آمربکا به نفع کدام یک از این دو کشور است؟

اما در میان چراغ سبزهای گسترده مسئولان دولت تدبیر و امید و همفکرانشان برای ارتباط اقتصادی با آمریکا، این سوال مطرح است که موضع یانکی ها در قبال ارتباط تجاری با ایران چیست؟ آمریکایی ها علی رغم مشکلاتی که در اقتصادشان دارند که عطش آنها برای حضور دربازار 80 میلیونی ایران را بیشتر می کند، دو مانع را برای حضور خود در کشورمان می بینند. اولین مانع معاهده داماتو است، که در سال 75 و در دوران رئیس جمهور دموکرات آمریکا بیل کلینتون به امضا رسید. براساس این معاهده شرکت‌هایی که در یک ‌سال، بیش از ٤٠ ‌میلیون دلار در ایران سرمایهگذاری کنند، از داد و ستد با دولت آمریکا محروم خواهند شد. این معاهده در 18 سال گذشته و در دوران ریاست جمهوری همه روسای جمهور بعد از کلینتون تمدید شده و نکته جالب اینجاست که حسن روحانی که آن زمان نایب رئیس مجلس پنجم شورای اسلامی بود واکنش تندی را به انعقاد این معاهده از خود نشان داد. رئیس جمهور حسن روحانی، آن زمان اعتقاد داشت که داماتو باعث نقض آشکار استقلال ملتها می شود که جمهوری اسلامی هم باید در این خصوص پاسخ محکمی را به آمریکا بدهد.

اما مانعی دیگری که تجار و بازرگانان آمریکایی و همچنین شرکتهای این کشور برای حضور در ایران با آن رو به رو هستند، مفاد موجود در توافق برجام است. جزئیات برنامه جامع اقدام مشترک میان ایران و کشورهای 5+1 نشان می دهد هیچ شرکت آمریکایی نمی تواند در ایران سرمایه گذاری کند، اما برخی از آنها از طریق دفاتر خارج از آمریکا می توانند، در ایران سرمایه گذاری کنند، که البته با توجه به معاهده داماتو این بخش از برجام هم از نظر قانونی کاملا غیرممکن به نظر می رسد.

در کنار همه این شور و شوقی که دولتمردان و برخی از نزدیکان آنها برای رابطه اقتصادی با آمریکا دارند، لزوم آشکار شدن برنده این رابطه اقتصادی ،بسیار مهم و حائز اهمیت است. کشور ما یک بار در دهه 50 و در روزهای وفور درآمد نفتی ارتباطات گسترده اقتصادی را با آمریکا برقرار کرد و متاسفانه در آن روزها، تبدیل به بازار مصرف کالاهای آمریکایی شد. به نظر می رسد با توجه برنامه ای که یانکی ها بعد از برجام برای نفوذ در ابعاد مختلف اقتصاد، فرهنگ و سیاست کشور دارند، برنده رابطه اقتصادی با آمریکا، یانکی ها هستند و هیچ تضمینی وجود ندارد که آمریکا با توجه به نوع دشمنی که با ما دارد حاضر به سرمایه گذاری با ورود تکنولوژی در کشور ما شود. عدم همراهی هیات تجاری ایران با رئیس جمهور علی رغم وعده ای که از قبل در این خصوص داده شده بود هم نشان می دهد که نوع نگاه دولتمردان برای رابطه اقتصادی با ایالات متحده مانند سالهای دهه 50 شمسی بیشتر مبتنی بر واردات است.

به هر شکل شاید ریختن قبح رابطه اقتصادی با آمریکا و یا تابوشکنی و اولین بودن برای برخی از دولتیها و افراد نزدیک به آنها، به جای اینکه به نفع اقتصاد کشور باشد به ضرر اقتصاد کشور است. هر چند که برخی از دستگاههای دولتی از جمله وزارت صنعت با اعلام رسمی حضور شرکتهای آمریکایی در نمایشگاه صنعت تهران بخواهند ماجرا را عادی جلوه دهند. باید دید این شور و شوقی که در دولتمردان برای ارتباط اقتصادی با آمریکا دارند، در نهایت به کجا خواهد انجامید؟